عبد الرضا سالار بهزادى

73

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

لندن مقيم بود مىداند ، 69 دست امپراتورى تزارى را در ايران و عثمانى بازگذارد . از سوى ديگر در ايران نيز عليرغم مخالفت عباس ميرزا نايب السلطنه و وزير با تدبيرش ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام كه از عدم استطاعت نظامى و مالى ايران براى جنگ با روسيه به خوبى آگاه بودند ، عده‌اى از علماى مسلمان به ناگاه با فرياد « وا اسلاما » براى رهايى مسلمانان قفقاز از سلطهء حكومت كفار اروس حكم جهاد دادند . در نتيجه ايران خود را درگير جنگى يافت كه سردار آن عباس ميرزا نايب السلطنه به خوبى مىدانست به چه نتيجه‌اى منجر خواهد شد . سرداران و امراى قفقاز همگى روى به پترزبورگ داشتند . از ميان امراى ايران آن‌كس كه بيش از همه سنگ اين جنگ را به سينه مىزد و فتحعلى شاه را به جنگ تحريض مىكرد اللهيار خان آصف الدوله صدراعظم و برادرزن نايب السلطنه بود كه روابط ويژه‌اى با مأمورين انگليسى داشت . هم او آن‌چنان اخگر حسادتى را كه در زير دامن قباى برادران نايب السلطنه مخصوصا حسنعلى ميرزا شجاع السلطنه نسبت به نايب السلطنه وجود داشت باد زد و گيراند كه شجاع السلطنه پهلوان‌وار در نزد پدر تحاشى عباس ميرزا را از جنگ به ترس و تلويحا به زد و بند با روسها نسبت داد و خود داوطلب فرماندهى قشون - و البته ولايتعهدى - شد . آيا اين امر كاملا در راستاى سياست جديد دفاع از هندوستان نبود كه قواى ايران در درگيرى با دشمنى قوى چنگال در شمال كشور آن‌چنان به اتلاف رود كه ديگر توان مداخله در شرق را نداشته باشد ؟ و پس از آن نيز انديشهء بازپس‌گيرى خاك از دست رفته در آذربايجان محور اصلى تفكر و تجهيز نظامى در ايران را - اگر هرگز چنين تفكرى به وجود مىآمد - تشكيل دهد ؟ و از آن سوى ارتش روسيه با درگيرى مستمر با ايران و عثمانى به تدريج فرسوده شده و غرور فتوحات نظامى در آن جبهه‌ها مخصوصا نزديك شدن تدريجى به استانبول ، رؤياى هميشهء پترزبورگ ، توجه ژنرالهاى تزارى را از آسياى مركزى منحرف سازد ؟ سرانجام اين دورهء جنگهاى ايران و روسيه نيز در 1243 هجرى ( 1828 ميلادى ) با وساطت سرجان مكدونالد نمايندهء سياسى دولت كمپانى هند در دربار ايران ، 70 با امضاى معاهدهء تركمانچاى و نيز امضاى معاهدهء تجارى با دولت روسيه به پايان رسيد . معاهدهء تركمانچاى كه رود ارس را به عنوان مرز ايران و روسيه تعيين نمود ، موجب انتزاع اراضى بيشترى از خاك ايران گرديد و به علاوه دولت ايران تعهد نمود كه ده كرور تومان ( پنج ميليون تومان ) غرامت جنگى به روسيه بپردازد . 71 معاهدهء تجارى نيز امتيازات دول كاملة الوداد را براى روسيه در ايران منظور داشت . روسها از ده كرور تومان غرامت جنگى به اصرار شش و نيم كرور آن را نقدا مطالبه مىكردند . فتحعلى شاه شش كرور براى پرداخت فراهم كرد ، امّا روسها براى دريافت نيم كرور ديگر پافشارى داشتند . شاه و نايب السلطنه مواد 3 و 4 عهدنامهء 1814 ايران و انگليس را پيش كشيدند كه دولت انگلستان را متعهد مىساخت هرگاه ايران مورد حملهء كشور ديگرى قرار گيرد ، دولت انگليس به ايران كمك نظامى و در صورت مقدور نبودن كمك نظامى ، كمك مالى ، به مبلغ ساليانه دويست هزار تومان تا زمانى كه جنگ در